تو فنجان چای منی

  وقتی کتری سوت می زند،

به چای فکر می کنم،

و وقتی به چای فکر می کنم،

به نوشیدنش با تو فکر می کنم.

/ 42 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماهی تنگ بلور

خانم چاییتون سرد شد,برم یکی دیگه بریزم بیارم؟[نیشخند]گفتم حلت بدم آپ کنیا اگه نه من دست به چائیم خوب نیست[زبان][شوخی]

مینا

من معمولا تنها چای میخورم . ولی تنهایی کیف نمیده . عکسی که گذاشتی عالیه . دلم خواست . [گل]

ملنگ

زیبا بود از این به بعد نگاهم به فنجان چای عوض میشه . ممنون [لبخند]

عیسی

سلام یک پیشنهاد اگر "و وقتی به چای فکر می کنم،" به وقتی چای می خورم و هر جمله ای که حاکی از نوشیدن چای باشد به نظر من قشنگ تر می شود. شعر اول یک تصویر ثابت است که شاعر زمانی که کتری سوت می زند مجموعه فکرهایی به سراغش می آیند اما با این تغییر جریان فکری و عملی توام می شوند و تصویر سازی های ذهنی زیبا تر پس در این حالت دو صحنه داریم به جای یک صحنه که پس از هر صحنه یک فکرخطور می کند نمی دانم منظورم را رساندم؟ اساسن من یکی زیاد اهل تعریف کردن و ... نیستم و ببخشید که زیاد اظهار نظر می کنم [گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون منهم ان را افسانه ميدانم ولي چون منبع داشت در وبلاگم گذاشتم موفق باشيد بهرام [گل][گل][گل]

سمیرا

سلام .ای دوست نوشیدن چای حال وهوای خاطره ها روداره.یاد خاطرات زیبای خوابگاه زنده شدن این خاطره هارا باعث میشه که............بیشتر دلم تنگ بشه برای دوستان

سمیرا

سلام .ای دوست نوشیدن چای حال وهوای خاطره ها روداره.یاد خاطرات زیبای خوابگاه زنده شدن این خاطره هارا باعث میشه که............بیشتر دلم تنگ بشه برای دوستان

بهرام

سلام خيلي قشنگ بود بهرام [گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون و از اينكه عكسهارا پسند كرده ايد خوشحالم بهرام [گل][گل][گل]

atefe

perfect khoshal misham be manam sar bezanin[لبخند]